ZaHiR
Dive in me.Help me inhale.Dive,and Die with me
زهیر یعنی بیش از حد تابناک.حاضر,چیزی که نمی توان نادیده اش گرفت.چیزی یا کسی که کم کم فکر ما را اشغال می کند تا جایی که نمی توانیم به چیز دیگری فکر کنیم.این حال را می توان سلامت دانست یا جنون!
تغییر برای برابری کانون زنان ایرانی شیوا نظر آهاری2 وبلاگ شیوا نظر آهاری کمپین آزادی عاطفه نبوی معماران ابراهیم رها معصومه ابتکار archive ARCHIVE
RSS
پس زمینه ی سبز دستهایمان
سرخ می شود
سیاه می شود...
پ.ن:...
باز هم سکوتی به رنگ عصیان
- ترس از ارتفاع داری...!
خم می شوم
زندگی از دستانم سر می خورد...
صفحه سیاه می شود...
پ.ن: برای برگشتنش نذر کرده ام
زهیرم!عاشقم بمان تا...
جا خوش می کنم کنار پنجره.از این بالا هوای پریدن می زند به کله ام بدجور...
با من مرور می شود
تمام
زندگی...
دردهایش عجب رنگی دارد.می نشیند ته قلبم و قد می کشد...
خوشبختی هنوز با من قدم می زند. ما
تنهاییم
اما!
نسیم می خورد توی صورت خیسم...
سردم می شود
و
هوایی ......خم که می شوم پاهایم سست می شود.دلم هرری می ریزد...یه دیوانگی ساده کافیست!
سرم را می چسبانم به شیشه اش...
تابستان بعد می پرم.فقط یه دیوانگیه ساده...
* * *
پ.ن:هنوز هم تخسم...هنوز هم دلم پریدن میخواهد...
پ.ن:کارهایم با این روزها که تمام بشود,باز برمی گردم,یک سال دیگر همین موقع ها...
پ.ن:تا آن موقع زندگی به همه تان خوش بگذرد!
باد آمد و با خودش برد,تمام آن روزهای سگی را.
آرزوهایم را رنگ میکنم, میگذارم سر سفره جای تخم مرغ رنگیها!
کادو پیچ میکنم خودم را با روبان صورتی و قرمز...میفرستم برای زندگی...
پ.ن:برای همه تان یک استکان کوچک ایمان آرزو می کنم که سر بکشید,سبز شوید,نو شوید...!!!